تبليغاتX
روياي نارنجي

روياي نارنجي

مي دوني اين روزا چرا اينقدر عصبانيم؟ چون همش مي خوام يه شريك براي مشكلاتم پيدا كنم...يكي كه حداقل يه مقداريش رو به عهده بگيره يا بخواد كمكم كنه...يكي كه يه مشكلي مشابه من داشته باشه يا حداقل همدردي كنه...يكي كه وقتي باهاش تماس ميگيرم نگه كار دارم خودمم مشكل دارم يا يه همچين چيزايي... يكي كه توقع منو برآورده كنه...توقع بي دليلمو...

بازم ميدوني؟

گاهي دوست دارم اينقدر منطقي فكر نكنم...كه درست نيست توقعي از ديگران داشته باشي...دوست دارم گاهي ديگران درگير من باشن...درسته كه بقيه فكر ميكنن چه آدميم من....اما مهم نيست.

دوست دارم يكي بياد كمكم كنه...بهم بگه الان چي كار كنم...الان به چي فكر كنم؟...الان چه حرفي بزنم...


+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 21:22  توسط نارنجي  | 

دیگه آبجیت اینجوری ام نیست که با کوچکترین مشکلی بره خودکشی کنه و قرص بخوره و اینا...

(بلکه خیلی از اینا پشم تره)

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 20:18  توسط نارنجي  | 

با تمام وجود، با تلاش فراوان و با تفکر بر تمامی مشکلات پیروز خواهیم شد
+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 14:58  توسط نارنجي  | 

موضوع اصلا هيجان نيست اضطرابيه كه تو يه نقطه اي يه جايي بين سر و گردنم به صورت نبض ظاهر شده...

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 21:10  توسط نارنجي  | 

یعنی واقعا ان به این زندگی تخماتیک

همین!

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 19:8  توسط نارنجي  | 

نفر اول: مرتیکه ! نوبت منم میرسه...دفعه ی بعدی ببینم کی میتونه بیاد کمکت، این که آخرین پروژه دنیا نیست

نفر دوم: الان موبایلت چرا خاموشه؟  من ترجیح میدم سکوت کنم، بیشر گند میزنم تا حرف

نفر سوم: من خواهر شما نیستم حرفای شما هم برای من نون و آب نمیشه حاجی!

نفر چهارم:تابلو! بهت چی بگم؟ اما به خدا اگه سر کار باشم می دونم چی کارت کنم...من مثل اونا

نیستم می فهمی؟

نفر پنجم: اینقدر که از عدم پیشرفت تو خوشحال میشم از پیشرفت خودم خوشحال نمیشم

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت 23:44  توسط نارنجي  | 

یه مانتو دارم که یه جوری تنگه...یعنی معمولی تنگ نیست...یه جوری که انگار دارن از زیر بغلت دارت میزنن!

پی نوشت: یه شلوار ام دارم که...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 23:1  توسط نارنجي  | 

يه جاهايي تو كيمياگر بود كه يارو به حكمت شك مي كرد؟

الان اونجام

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 19:29  توسط نارنجي  |